تبليغاتX
نــــزدیــک تــــر از...
نــــزدیــک تــــر از...


ای سـیّده زنـــــان عـالم‌ /‌ ای مــــــلک حـیا تو را مسلّم

ای‌ کـــاخ رفیــع دین اسلام / از هــمّت و کوشش تو محکم

ای والــــیه ولایت دیــن / ای‌ صـــاحب عزّ و مجد و تمکین

ای بــعد نبیّ و شـــاه مردان / بـــیت الغزل کــتاب تـکوین

ای عـــالــمه علوم کونین /‌ ای مـام بــــلند، قـدر ســبطین

بــر خـتمِ رســـل نبیّ اعظم / تــو روح روان و قـــرة العین

((آیت الله گلپایگانی))



میلاد با سعادت بانوی دو عالم،دخت نبی اکرم(ص)،صاحب کوثر،بر تمامی شیعیان خصوصأ بانوان و مادران گرامی مبارک باد



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ شنبه 1391/02/23 توسط محمدحسین تمیزی فر(تحت نظراستادشمس)



ابوالحسن علی بن ابراهیم بن مهزیار اهوازی می گوید:

در یکی از سال ها به قصد سفر حج حرکت کردم و در مدینه چند روزی ماندم ، شاید امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را ببینم ؛ اما ملاقات ایشان قسمت ما نشد و با ناراحتی شدید وارد مکه شدم ؛ انجام مناسک حج را شروع کردم ،ولی همچنان در فکر بودم.

در یک لحظه که در مقابل کعبه ایستاده بودم ، احساس کردم درب خانه باز شد ؛ شخصی را دیدم که به سویم می آید ،‌من هم به طرفش رفتم پس از پرسیدن مقصد من و از احوال آقای خصیبی، از من پرسید: ابن مهزیار را می شناسی؟ گفتم : خودم هستم.

سپس از انگشتر امام حسن عسکری علیه السلام که پس از پدرم در دست من بود پرسید؛انگشتر را به او نشان دادم.

بعد از آن پرسید : چه کار داشتی؟ گفتم به دنبال آن امامی هستم که از ما پنهان است.

فرمود: امام خود را پنهان نکرده است، این اعمال شماست که باعث غیبت امام زمان شده است؛ حال برو و دفعه دیگر بین رکن و صفا هم دیگر را می بینیم.

سر وعده حاضر شدم و او نیز آمد ،با هم پس از کمی راه رفتن به منطقه ای در طائف رسیدیم ،آن شخص پیش از من وارد خیمه ای شد و به سرعت برگشت و بشارت داد که امام اجازه شرفیابی دادن ؛ وارد شدم و خیمه ای دیدم که از گوشه آن نور می درخشید؛ به عنوان امام ،او را مخاطب ساخته و سلام کردم.

 

آن حضرت خطاب فرمود:

یا اباالحسن! قد کنا نتوقعک لیلا و نهارا ، فما الذی ابطا بک علینا؟1...

ای ابوالحسن علی بن مهزیار! شب و روز در انتظار دیدار تو لحظه شماری می کردم ، چه شد که تاخیر کردی و به سوی ما نیامدی؟ ابن مهزیار می گوید، عرض کردم : ای مولای من! کسی را نیافتم که مرا به حضورت راهنمایی کند.

آن حضرت با تعجبی ،همراه با پرسش فرمود: کسی را نیافتی که راهنمایی ات کند!؟

سپس با انگشت مبارک روی زمین کشید و بعد فرمود: نه! – راهنما نداشتن دلیل تاخیرت نیست – بلکه شما :

1- به مال اندوزی روی آورده اید.

2- در برابر مستضعفان فخر فروشی کرده و با آنان با بی اعتنایی رفتار کرده اید.

3- صله رحم را ترک کرده اید.

پس دیگر چه عذری دارید؟ علی ابن مهزیار می گوید: عرض کردم : توبه کردم، توبه؛ بازگشتم،بازگشتم.

 

سپس حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف خطاب به علی ابن مهزیار فرمود: ای پسر مهزیار!

اگر برخی از شماها برای آمرزش بعضی دیگر، از خداوند طلب مغفرت نمی کردند ، کلیه انسان ها گرفتار می شدند و کردارشان آنها را هلاک می کرد.(اشاره به اینکه من برای شما از خداوند طلب بخشش می کنم.)

 

در قسمتی از دعای امام زمان علیه السلام برای بخشیده شدن گناهان شیعیان آمده است:

پروردگارا شیعیان ما از پرتو وجود ما و باقی مانده سرشت ما خلق شده اند،اما همین شیعیان به خاطر مغرور شدن به دوستی با ما و داشتن ولایت و از روی بی توجهی گرفتار گناهان بسیاری گشته اند؛ حال اگر گناهانی که آنان انجام داده اند ،جزء گناهانی است که بین تو و آنها باید حل شود ،پس به خاطر ما آنها را ببخش و ما هم از آنها راضی هستیم و اما اگر گناهانی که انجام داده اند ،حق الناس و جزء گناهانی است که بین خودشان است و باید حق دیگران پرداخت شود برای پرداخت بدهی آنان ،از خمسی که در اموال برای ما مقرر کرده ای به عنوان تقاص و تاوان بدهی آنان برداشت کن و به طلب کاران آنها بده

و اَدخلهم الجنة و زحزِحهم عن النار و لا تجمع بینهم و بین اعدائنا فی سخطک یعنی " و آن شیعیان را وارد بهشت کن و از آتش جهنم دور ساز و آن ها را با دشمنان ما که گرفتار غضب تو هستند در یک مکان قرار مده2.

 

 


نوشته شده در تاريخ شنبه 1391/02/16 توسط محمدحسین تمیزی فر(تحت نظراستادشمس)

ثواب تسبیح حضرت زهرا با تربت امام‌حسین(ع)


درباره ثواب تسبیح حضرت زهرا(س) با تربت امام‌حسین(ع) از حضرت صاحب الامر (عج) روایت شده است: «هرکه تسبیح تربت امام‌حسین(ع) را در دست داشته باشد و ذکر را فراموش کند، ثواب ذکر برای او نوشته می‌شود».


بعداز آن‌که رسول اکرم(ص) تسبیحات را به کوثرش عطا کرد، حضرت فاطمه ابتدا رشته‌ای از پشم تابیده و با آن به تسبیح پرداخت، تا این که حضرت حمزة بن عبدالمطلب شهید شد. پس حضرت فاطمه(س) از تربت قبر آن بزرگوار خاک برداشت و تسبیح ساخت و با آن تسبیح می‌کرد و مردم نیز چنان کردند و چون سید‌الشهدا شهید شد، سنت شد که از تربت آن امام‌مظلوم،‌تسبیح سازند و با آن ذکر گویند.


فضیلت و آداب تسبیح حضرت زهرا(س)


درباره فضیلت و آداب گفتن تسبیح حضرت زهرا(س) روایات زیادی از ائمه معصومین(ع) وارد شده است که به برخی اشاره می‌شود:


*جلوگیری از تیره بختی


ابو‌هارون مکفوف می‌گوید: «امام‌صادق به من فرمود: ای ابو‌هارون،‌ ما کودکان خود را همان‌گونه که به نماز فرمان می‌دهیم،‌به تسبیح حضرت زهرا(س) نیز امر می‌کنیم. پس بر این ذکر مداومت کن؛ زیرا هر بنده‌ای بر آن مداومت کند، تیره بخت نمی‌شود.


*خوشنودی خداوند، دوری کردن شیطان


امام باقر(ع) فرمود:‌هرکس تسبیح حضرت زهرا را بگوید،‌سپس طلب آمرزش کند، آمرزیده خواهد شد. این تسبیح به زبان یک‌صد مرتبه است، ولی در میزان عمل یک هزار تسبیح به حساب می‌آید و شیطان را دور و خداوند رحمان را خوشنود می‌سازد.»


*آمرزش گناهان


امام صادق(ع) نیز به فضیلت تسبیح بعداز نمازهای واجب چنین اشاره کرد:‌ « مَنْ سَبَّحَ تَسْبِيحَ فَاطِمَةَ ع قَبْلَ أَنْ يَثْنِيَ رِجْلَيْهِ مِنْ صَلَاتِهِ الْفَرِيضَةِ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ ، هرکس بعداز نماز واجب تسبیحات حضرت زهرا(س) را بجا آورد قبل از اینکه پای راست را از بالای پای چپ بردارد، جمیع گناهانش آمرزیده می‌شود»(کافی ج 3 ص 343)


و در حدیثی دیگر فرمود: « مَنْ سَبَّحَ تَسْبِيحَ فَاطِمَةَ ع فَقَدْ ذَكَرَ اللَّهَ الذِّكْرَ الْكَثِير ، کسی که تسبیح فاطمه زهرا(س) را بگوید خدا را به ذکر کثیر یاد کرده است.»)معانی الاخبار ص 193)


شرایط تسبیح حضرت زهرا (س)


یکی از شرایطی که در این تسبیح باید رعایت شود، این است که بعداز نماز بلافاصله خوانده شود؛‌یعنی وقتی نماز به پایان رسید، نمازگزار قبل از این‌که تغییر وضع دهد و به عبارتی از حالت تشهد و سلام در نماز خارج شود، تسبیح را شروع کند و از آنچه در سرّ عدد مستور است می‌توان فهمید که بلافاصله بودن تسبیح بعداز نماز دارای حسابی است که در غیر این‌صورت نیست.


با فضایلی که برای حضرت زهرا (س) نقل شد، و نیز تاکیدات بسیاری که در مداومت بر آن از ناحیه ائمه معصومین(ع) آمده است، شایسته است که این عمل، عاشقانه و با نشاط به‌جا آورده شود.


اگرچه ممکن است نفس تسبیح بعداز نماز نشانه ای از نشاط در عبادت باشد،‌ اما متاسفانه بسیار دیده می‌شود که به هنگام تسبیح، اذکار را چنان سریع و بی‌توجه می‌گویند که شاید بیان‌گر این واقعیت باشد که تسبیح را بر اثر عادت یا تاثیر محیط می‌گویند، نه از روی نشاط.

منبع: مشرق


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1391/02/04 توسط محمدحسین تمیزی فر(تحت نظراستادشمس)


دوره ارزانی است
دل ربودن ارزان
دل شکستن ارزان
چه شرافت ارزان
دشمنی ها ارزان
تن عریان ارزان
آبرو قیمت یک تکه نان
ودروغ از همه چیز ارزانتر
قیمت عشق چقدر کم شده است
کمتر از آب روان
وچه تخفیف بزرگی خورده قیمت هر انسان !


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1391/01/30 توسط محمدحسین تمیزی فر(تحت نظراستادشمس)


با عرض سلام و احترام

طبق روال هر هفته ی جلسات گروه قرآنی عترت النبی(ع) دوستان عزیزم مطالب زیباییرو مطرح کردن که یکی از این مطالب سخنی بود از امیر مؤمنان،حضرت علی(ع) از کتاب شریف نهج البلاغه،که واقعأ حیفم اومد داخل سایت قرار ندم،فکر می کنم این مطلب معیار و میزان فوق العاده ایه برای هر کدوم از ما که بدونیم و بفهمیم که کجای کاریم و چقدر به ایمان واقعی نزدیکیم،تازه فرمایش حضرت شاید قطره ای باشه از دریای صفات و ویژگی های پسندیده ی یک مؤمن،در هر صورت هر کسی دوست داره میتونه به خودش نمره بده

حضرت علی(ع) در صفات مؤمن چنین می فرمایند:

مؤمن را شادمانی در چهره است و اندوه در دل،پهنای سینه اش با هیچ پهنه ی گسترده ای قیاس پذیر نباشد،هر چند که در فروتنی و خاکساری نیز همانندی ندارد.

اندوهش بسیار و همتش بلند و خاموشیش دراز و وقتش مشغول است.

برتری جویی را خوش ندارد و از خودنمایی بیذار است.

مؤمن صبور و شکرگذار است،همواره در اندیشه است،نیاز خود به کس نگوید،نرم خوی و نرم رفتار است،نفسش از صخره سخت تر است،در عین حال خود را از بردگان کمتر می گیرد.

خوب حالا فکر می کنید نمرتون چنده؟! ........


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1391/01/27 توسط محمدحسین تمیزی فر(تحت نظراستادشمس)

مردي ساعت ها مشغول نظاره پروانه اي بود كه سعي  داشت از پيله اش خارج شود.او موفق شد يك سوراخ كوچك در آن پيله ايجاد كند،اما بدنش براي عبور از ميان آن بيش از حد بزرگ بود. پس از گذشت زمان بسيار به نظرآمد كه نيرويش را از دست داده است و بي حركت بر سر جايش باقي ماند.

در آنجا بود كه آن مرد تصميم گرفت به پروانه مزبور كمك كند.سپس با يك قيچي،بقيه پيله را باز كرد و فورا پروانه را از ميان آن آزاد ساخت اما بدنش پژمرده شده و بال هايش به هم چسبيده بود.

آن مرد همچنان منتظر بود كه در هر لحظه، پروانه بال هايش باز شود و پروازكنان از جاي خود بلند شود، اما هيچ يك از اين اتفاق ها روي نداد.در حقيقت آن پروانه مابقي زندگيش را سينه خيز كنان و با جسمي پژمرده و بال هايي پلاسيده كه توانايي پرواز ندارند خواهد گذراند.

چيزي كه آن مرد-در مهرباني و اراده كمك رساندنش- متوجه نشد اين بود كه پيله تنگ و فشرده براي آن پروانه ضرورتي بود كه با عبور از آن شكاف كوچك ، بالهايش قوي شود و دقيقا اين روشي انتخاب شده از طرف طبيعت است تا به تمرين بپردازد.

برخي از اوقات ، يك تلاش اضافي، دقيقا چيزي است كه ما را براي مقابله كردن يا موانع بعدي آماده مي كند و كسي كه از انجام اين تلاش خودداري كند و يا داراي كمك اشتباهي باشد، بدون داشتن شرايط لازم براي غلبه بر مبارزه بعدي به كارش پايان مي دهد و هرگز موفق به پرواز به سوي مقصدش نخواهد شد.

 

داستان هايي براي پدران،فرزندان و نوه ها


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1391/01/24 توسط محمدحسین تمیزی فر(تحت نظراستادشمس)

امام علي عليه السلام فرمود:

خداوند بزرگ،فرشتگان را آفريد با عقل و بدون شهوت و حيوانات را آفريد با شهوت و تمايل حيواني (بدون عقل و خرد) و آفرينش آدمي را بياميخت با هر دوي اينها.

اگر انسان بر شهوت و خوي حيواني و لجني اش (مانند تكبر،عناد، حسد،ظلم و ستم و بي عدالتي و ...) غلبه يابد (وخصلت حيواني را سركوب نمايد) برتر از فرشتگان است. اگر شهوت و خوي حيواني اش بر عقل(و دينش) تسلط يابد، او بدتر از حيوان است. فَهُو شر من البهائم

آدميزاد طرفه معجوني است                

                                           كز فرشته سرشته وز حيوان

گر كند ميل اين، شود به از اين 

                                          ور كند ميل آن، شود پس از آن

 

 

(ارشاد مفيد،ج اول)


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1391/01/22 توسط محمدحسین تمیزی فر(تحت نظراستادشمس)

عادت يافتن به هر چيز، در ابتدا از تار عنكبوت سست تر است؛اما بر اثر مداومت و مرور زمان، از زنجير هم سخت تر مي شود. باتلر مي گويد: همان گونه كه ورزش تن آدمي را سالم مي سازد، عادات عقلي و روحي با تمرين هاي ذهني در انسان به صورت رسم و قانون در مي آيد. به كودكي تعليم يافته گفتند: با آنكه كسي در اطرافت نبود، چرا آن گلابي را برنداشتي؟

كودك گفت: چطور مي گوييد كسي نبود؟

گفتند: مثلا چه كسي اينجا بود؟

بدون معطلي جواب داد: خودم كه بودم. من نمي خواهم خود را حين ارتكاب عمل زشتي ببينم!


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1391/01/20 توسط محمدحسین تمیزی فر(تحت نظراستادشمس)

درخت بلوط غول آسایی بود که اطراف آن بسیار زیبا و دیدنی بود و سالیان سال دانشجویان برای دیدار یکدیگر به اطراف آن می شتافتند. صحبت درباره محوطه دانشگاه بدون اشاره به این درخت غول آسا که شاخه های بزرگ و انبوهش را برای لذت همگان به اطراف پراکنده بود، امکان نداشت. درخت بلوط گویی بخش همیشه سرسبز این جای دیدنی و تماشایی به شمار می رفت... تا اینکه روزی درخت بلوط غول آسا با صدای گوشخراشی شکست و بر زمین افتاد.همه کسانی که از شکستن و افتادن آن متأسف و ناراحت بودند تنها در این زمان متوجه چیزی شدند که هرگز زحمت دیدن آنرا به خود نداده بودند. پوسیدگی درونی،ماه به ماه، فصل به فصل،در مسیری مارپیچ پیکر درخت را فرا گرفته بود.پوسیدگی با پیشرفت بی صدای خود درخت را کاملا از بین برده بود.درخت تنومندی که از نظر قدرت به ظاهر ابدی می نمود در اثر پوسیدگی تدریجی کاملا تهی گشته بود. آن چه رهگذران می دیدند چیزی جز پوسته ای از درخت بلوط نبود.

همین مسئله در مورد انسان نیز صادق است. کوچک ترین فساد اخلاقی و رفتاری می تواند همانند یک بیماری علاج ناپذیر به تدریج در سراسر پیکر انسان ریشه دوانده و او را از بین ببرد.


نوشته شده در تاريخ شنبه 1391/01/19 توسط محمدحسین تمیزی فر(تحت نظراستادشمس)


كرامت در حال روزه ‏داری

امام حسن (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) بیمار شده بودند. حضرت زهرا (سلام الله علیها) و خاندان ایشان به توصیه پیامبر برای شفای حسنین (علیه السلام) سه روز، روزه نذر کردند. در روز اول هنگام افطار، فقیری رسید و در خواست غذا کرد. حضرت زهرا (سلام الله علیها) افطار خود و خانواده خود را به فقیر دادند. روز دوم در هنگام افطار، یتیمی نزد خانه ایشان آمد و درخواست کمک کرد. حضرت زهرا (سلام الله علیها) بار دیگر افطار خود و خانواده خود را به یتیم دادند. روز سوم در هنگام افطار اسیری نزد ایشان آمد و درخواست غذا کرد و این بار هم حضرت زهرا (سلام الله علیها) افطار خود و خانواده خود را به اسیر دادند. اینجا بود که آیه شریفه نازل شد « وَیُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِینًا وَیَتِیمًا وَأَسِیرًا، إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِیدُ مِنكُمْ جَزَاء وَلَا شُكُورًا» (سوره انسان آیات ۸ و ۹)؛ طعام را با آنکه خود بدان نیازمندند، به فقیر و یتیم و اسیر می‌دهند و (زبان حالشان این است که) برای خشنودی خدا به شما طعام می‌دهیم و از شما هیچ پاداش و سپاسی نمی‌خواهیم.

هرگز از انجام عمل خیر دریغ نمی‌کردند

روزی پیرمردی فقیر و گرسنه، نزد پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) آمد و درخواست کمک کرد. پیامبر فرمود: اکنون چیزی ندارم ولی «راهنمای خیر چون انجام دهنده آن است»، پس او را به منزل حضرت فاطمه (سلام الله علیها) راهنمایی کرد. پیرمرد به سمت خانه حضرت زهرا (سلام الله علیها) رفت و از ایشان کمک خواست. حضرت زهرا (سلام الله علیها) فرمود: ما نیز اکنون در خانه چیزی نداریم. اما گردن ‏بندی را که دختر حمزة بن عبدالمطّلب به او هدیه کرده بود از گردن باز کرد و به پیرمرد فقیر داد. مرد فقیر، گردن ‏بند را گرفت و به مسجد آمد.

پیامبر (صلی الله علیه و آله) هنوز در میان اصحاب نشسته بود كه پیرمرد عرض کرد: ای پیامبرخدا (صلی الله علیه و آله)، فاطمه (سلام الله علیها) این گردن بند را به من احسان نمود تا آن را بفروشم و به مصرف نیازمندی خودم برسانم. پیامبر (صلی الله علیه و آله) گریست. عمّار یاسر با اجازه پیامبر (صلی الله علیه و آله) گردن بند را از پیرمرد خرید. عمار پس از خرید گردن بند، گردن بند را به غلام خود داد و گفت: این را به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) تقدیم کن، خودت را هم به او بخشیدم. پیامبر (صلی الله علیه و آله) نیز غلام و گردن بند را به حضرت فاطمه بخشید. غلام نزد فاطمه (سلام الله علیها) آمد و آن حضرت گردن بند را گرفت و به غلام فرمود: من تو را در راه خدا آزاد کردم. غلام خندید. حضرت فاطمه (سلام الله علیها) راز این خنده‌ را پرسید. غلام پاسخ داد: ای دختر پیامبر (صلی الله علیه و آله) برکت این گردن بند مرا به شادی آورد، چون گرسنه‌ای را سیر کرد، برهنه‌ای را پوشاند، فقیری را غنی نمود، پیاده‌ای را سوار نمود، بنده‌ای را آزاد کرد و عاقبت هم به سوی صاحب خود بازگشت.


نوشته شده در تاريخ جمعه 1391/01/18 توسط محمدحسین تمیزی فر(تحت نظراستادشمس)